نقش عوامل ناشی از غدد مترشحه داخلی ( اندوکرین ) درچاقی

توزیع چربی در بدن تحت تاثیر غدد مترشحه داخلی می باشند .ساده ترین مثال این موضوع اختلاف ظاهری بین ذخیره چربی در مردان و زنان می باشند .معمولا" زنان چربی اضافی در نواحی کفل , ران , تهیگاه و گاهی در نواحی پستانها ذخیره می نمایند در حالیکه ذخیره چربی در مردان بیشتر در ناحیه شکم صورت می گیرد در سندرم کوشینگ چاقی در نواحی صورت و گردن و تنه مشهود بوده و در حالیکه انتهاها فاقد چربی زیر جلدی می باشند .

تومور های ایجاد کننده ویریلیسم تخمدان و یا کورتکس آدرنال در زنان می توانند موجب از دست دادن انحنای اندام انها گردیده و شکل ظاهری بدن انها به صورت اندام مردانه درآید .اگر چه توزیع چربی و چاقی در انها تحت اثر امراض غدد مترشحه داخلی می باشد ولی مقدار چاقی فرد ربطی به این غدد ندارد .

الف – بیماری های غدد هیپوفیز

در سال 1901 گزارشی تهیه شد که در طی ان شرح حال یک پسر هیپو گونادبا تومور هیپوفیز و چاقی ذکر شده و علت چاقی وی را ناشی از کم کاری هیپوفیز ذکر نمود .و همکاران وی گزارش فوق را تایید نموده و برای استحکام ان گزارش دو مورد چاق شدن حیوانات بعد از برداشتن غده هیپوفیز انان ارائه نمودند .smits طبق تحقیقاتی که بر روی حیوانات انجام داد نظریه خود را به این شرح اعلام نمود که برداشتن غده هیپوفیز به تنهایی بدون صدمه رسانی به هیپوتالاموس موجب چاقی نگردیده بلکه صدمه وارده به هیپوتالاموس منجر به ان می گردد.

در تحقیقات ابتدائی بطوری که ذکر ان بعمل امد چاقی را به علت صدمات وارده به هیپوفیز می دانستند ولی بعد از گزارش smith کلیه عوارض منجر به چاقی را در اثر صدمات وارده به هیپوتالاموس دانسته و نقش هیپوفیز در این میان بکلی به ورطه فراموشی سپرده شد .ولی تحقیقات کلینیکی و آزمایشگاهی بعدی باین نتیجه رسیده اند که :

1- صدمات وارده به هر یک از غدد هیپوفیز و هیپوتالاموس بطور جداگانه و یا به تنهائی می تواند منجر به اختلالات فیزیولوژیک که خود مسئول چاقی می باشند گردند .

2- از آنجائیکه هیپوفیز و هیپوتالاموس یک واحد کمپلکس بوده و دارای قرابت و ارتباطات عصبی و هورمونی مشترکی می باشند صدمه وارده به هریک موجب اختلال در کار دیگری گردیده و بالاخره منجر به چاقی میگردند .

از نتایج تحقیقات چنین استنباط می گردد که چاقی در بیماری ادنوم کروموفوب هیپوفیز که محدود به زین ترکی می باشد وجود دارد ولی اگر این محدودیت از بین رفته و هیپوتالاموس تحت فشار قرار گیرد مقدار چاقی فوق العاده بیشتر خواهد بود .مطالب تکمیلی ، درسایت دکترهادی زاده(وابسته به کلینیک واریس اصفهان) ( کلینیک قلب وعروق اصفهان ولیزرواریس دراصفهان) دراختیارماست.
صدمات وارده به هیپوتالاموس منجر به تسریع و تشدید چاقی گردیده در حالیکه برداشتن دقیق هیپوفیز چاقی کمتری را بدنبال داشت .در سایر آزمایشات بالینی و آزمایشگاهی مشاهده شد که تخریب دقیق هیپوفیر موجب چاقی نگردیده بلکه منجر به کاشکسی می گردد.اگر چه اغلب بیماران مبتلا به hypopituitarism دچار چاقی می باشند و این بیماری و چاقی جزء لاینکف یکدیگر می باشند اما باید گفت که در اغلب این افراد بیماری هیپوفیز علت چاقی انها نبوده بلکه یک پدیده توام با ان می باشند اما باید گفت که در اغلب این افراد بیماری هیپوفیز علت چاقی انها نبوده بلکه یک پدیده توام با ان می باشد و امروزه خوشبختانه با دانش فوق عنوان pituitary obesity منسوخ گردید و اگر چاقی فرد یقینا" ناشی از درگیری توام هیپوتالاموس و هیپوفیز باشد به ان neurohypophysial obesity گفته می شود .

اگر یک اشکال و ضایعه ارگانیک در ناحیه pituitary – hypothalamic موجود بوده و همراه ان بیمار دچار هیپوگونادیسم و چاقی نیز باشد به ان frohiiechs syndrome اتلاق می گردد.

در سال 1901 مقاله ای عرضه شد که در ان از پسر 14 ساله ای که دچار یک تومور پیشرونده هیپوفیز بوده ذکر شده و دانشمند نامبرده چاقی و هیپوپلاری ناحیه ی ژنیتال وی را مربوط به اثر فشارنده ان تومور بر روی هیپوتالاموس دانسته بود عنوان دیگر این بیماری adiposogential dystrophy می باشد که فقط یک تعریف مختصر بیماری از نظر علمی است و ان بدین معنی است که مسیر های گوناگونی دچار بیماری گشته و قسمت قدامی هیپوفیز دچار صدمه گردیده است .
121
0 0